![]() |
![]() |
|
|
آقا هوشنگ تو عید کلی کارا کرد... بابا کاره بدی که نکرده!!!!!!!
روزه سال تحویل:اول رفت دو تا ماهی خرید و آورد انداخت تو تنگه آب... خلاصه انقدر با این ماهیا ور رفتو انقولکشون کرد تا به سال تحویل نرسیده یکیشون داره فانی رو وداع گفت... بعد دیگه دست از سره اون یکی برداشت و رفت یکی دو ساعتی یللری تللری تا یه ربع مونده به تحویله سال... ماشاالله تلویزیون هم واسه عیدو موقع سال تحویل انقدر برنامه های شادی!!!!!!!!!!!!!!!!!! داشت که هوشنگ اشکش در اومدو تلویزیونو خاموش کرد یه دفه مامانش گفت که چرا خاموشش کردی روشن کن سال تحویله!!!!! بالاخره سال تحویل شدو اون شب تموم شد... روزه اوله عید:قرار بود خانواده هوشنگ اینا برن خونه بابابزرگش واسه عید دیدنی.هوشنگ با کلی شوق و ذوق لباسایه نوشو پوشید و رفت که سواره ماشین شه تا اومد سوار شه باباش که داشت ماشینو می شست سطل پر آب خالی کرد رو سره آقا هوشنگ و خیسه خالیش کرد... بعد رفت کلی تو آفتاب وایساد تا خشک شه... بقیه روزا رو هم یا میرفتن مهمونی یا مهمون داشتن یا مسافرت!!!!!!!!! سیزده بدر:خانواده هوشنگ اینا رفتن تو یه پارک نشستن که انقدر شلوغ پلوغ بود که تا ناهار خوردن برگشتن رفتن خونه... البته هوشنگ شاپور دوستشو که سبزه بود به طرزه فجیعی گره زد!!!!!!!!!!!! بعد از ظهره سیزده بدر تازه هوشنگ یادش افتاده بود که فردا باید بره مدرسه و هیش کاری هم نکرده! خلاصه نشست به نوشتنو تا ساعت ۱ شب بیدار بود. هر چی چرت و پرت تو ذهنش بود تو این پیکه به اصطلاح شادی( چقدرم آدمو شاد می کنه!)نوشت! ۱۴ فروردین: با خستگی و کوفتگی ساعته ۶ از خواب بلند می شه(نمی دونه زنگه مدرسه کی می خوره آخه ساعتا قاطی پاطی شده بود) و میره مدرسه... این بود متنی درباره اینکه هوشنگ یا بقیه بچه های ایرانی عید خود را چگونه می گذرانند!!!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 18:39 توسط شایان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ توسط یک وبلاگ نویس مجرب و کار آزموده و 16 ساله اداره می شود.
شایان... |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
| پیوندها |
|
یوونتوس درد دل... دفترچه خاطرات نگهبان شب هاتف ستاره MM |
|
RSS
|